چه بگویمت که در دل چه حقایقی عیان است
نه قلم تواندش گفت نه زبانم آن زبان است
دل زنده ای بباید به اشارتی بیابد
که دل عشیق زاری دل زنده چه سان است
چه شود که یک دو روزی ز خودیت چشم دوزی
برسی به آه و سوزی نگری که حق عیان است
همه یار گل عذارم همه گل عذار… بیشتر »
آرشیو برای: "مهر 1395, 03"
به جان پیر خرابات و حق صحبت او
که نیست در سر من جز هوای خدمت او
بهشت اگر چه نه جای گناهکاران است
بیار باده که مستظهرم به همت او
چراغ صاعقه آن سحاب روشن باد
که زد به خرمن ما آتش محبت او
بر آستانه میخانه گر سری بینی
مزن به پای که معلوم نیست نیت او
بیا که… بیشتر »
سرخی خون شهیدان،
گویا تعدادی (نمی گویم همه ی افرااد یا اکثر افراد بلکه تعدادی از افراد که هرچند کمِ آنها هم زیاد است ) از افراد جامعه ما سرخی خون شهیدانمان را به فراموشی سپرده اند ناله های مادری را که فرزند جوان خود را ازدست داده یا ناله های همسر تازه… بیشتر »
دفاع مقدس واژه ی زیباییست که قداست و خلوص عزیزانی را نشان می دهد که از این مرز و بوم دفاع کردند و نگذاشتند حتی یک وجب از خاک ایران عزیزمان کم شود و به دست دشمن بیفتد .
آنهایی که جنگیدند برای اینکه عاشق اسلام و آرمان های اسلامی بودند برای امنیت ، برای… بیشتر »
هر روز روزگار به رسم دگر مرا
اشک بصر فزاید و خون جگر مرا
در حسرتم ز عمر گرانمایه ای که رفت
کآخر چه بود از شجر من ثمر مرا؟
جز جمع اصطلاح صناعات گونه گون
از سعی روز و شب چه اثر بوده مر مرا؟
از شیر پاک و دامن قدسی کنام مام
وز لقمه ی حلال و مُباح پدر مرا
وز… بیشتر »
مرگ هر یک ای پسر همرنگ اوست
آینه صافی یقین هم رنگ روست
ای که می ترسی ز مرگ اندر فرار
آن ز خود ترسانی ای جان هوش دار
زشت روی تست نی رخسار مرگ
جان تو همچون درخت و مرگ برگ
از تو رسته است ار نکویست ار بدست
ناخوش و خوش هم ضمیرت از خودست
گر به خاری خسته ای… بیشتر »
بیا گشتی در این دشت و چمن کن
دماغ روح را تازه چو من کن
مکن این نکته را از من فراموش
مپنداری طبیعت هست خاموش
طبیعت تار و پودش جنب و جوش است
خموش است و همی اندر خروش است
طبیعت مخزن اسرار هستی است
بیان دفتر ادوار هستی است
طبیعت همچو تو باهوش و گویا است
به… بیشتر »
شاگردی از استادش پرسید: « عشق چیست؟»
استاد در جواب گفت : به گندم زار برو و پرخوشه ترین شاخه را بیاور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی!
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت، استاد… بیشتر »
با عرض سلام خدمت شما عزیزان
خداوند را شاکرم که بار دیگر این سعادت را نصیبم کرد که بتوانم در خدمت شما خواهران خوبم باشم و از طریق وبلاگ با شما عزیزان در ارتباطی دوستانه قرار گیرم و از مطالب ارزنده ی شما دوستان عزیزم استفاده کنم .
در این چند ماهه به علت… بیشتر »
امام صادق علیه السلام فرمود: مردی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمد و عرض کرد: ای رسول خدا! خویشاوندانی دارم که جز ستم، قطع رحم و دشنام من، کاری نمی کنند، آیا آنان را رها کنم؟ فرمود: در این صورت خدا همه شما را ترک خواهد کرد. پرسید: پس چه کنم؟… بیشتر »
