ای شمع جهان افروز بیا
وی شاهد عالم سوز بیا
ای مهر سپهر قلمرو غیب
شد روز ظهور و بروز بیا
ای طایر اسعد فرّخ رخ
امروز تویی فیروز بیا
روزم همه از شب تیره تر است
ای خود شب ما را روز بیا
ما دیده به راه تو دوخته ایم
از ما همه چشم مدوز ، بیا
عمری است… بیشتر »
آرشیو برای: "خرداد 1394, 11"
چون حاتم در گذشت ، برادرش خواست تا با او همانندی کند و مادرش او را گفت : خویشتن رنجه مدار ! که همانند او نخواهی شد .
گفت چه چیز مرا باز دارد ؟ و حال آن که او برادر منست .
مادر گفت : هر گاه او را شیر می دادم ، به خوردن راضی نمی شد مگر آن که طفل دیگری با… بیشتر »
افلاطون گفت : شادمانیت ، همچون عریانیت است. جز بر آن که امین است ، آشکار مکن ! بیشتر »
